از اول زندگی بهمون گفتن باید سر تو بندازی پایین و مثل بقیه مردم تو خط مستقیم زندگی حرکت کنی . منم از اول زندگی سرمو انداختم پایین و به خیال خودم داشتم مثل بقیه سر به زیر حرکت میکردم غافل از این که بقیه سرشون همیشه بالاست و بیشتر جاها با یه حقه های مسیر مستقیم زنگی رو بصورت میانبر طی میکنن.
تا اونجا که تونستم نزاشتم وقتم تلف بشه ولی احساس میکنم سالها از زنگی عقبم . بدجور تو دست انداز گیر کردم و دارم درجا میزنم.نمیدونم باید چکار بکنم ،یعنی اصلا ازم کاری بر نمیاد .
مشگل اصلی من اینه که هیچوقت نتونستم از بند پ استفاده کنم ،هر وقت میخواستم استفاده کنم درست تو آخرین لحظه همه چی خراب شده ،نمونش همین چند وقت پیش که واسه فرار زودتر از این دست انداز میخواستم از بند پ استفاده کنم که بازهم مثل دفعات قبل تو دقیقه نود کار خراب شد.
ایمان پیدا کردم استفاده از بند پ کار من نیست چون هنرشو ندارم.